تبلیغات
❤دنیای دوستداشتنی ما❤ - دبیرستان مرگ ق(1)

دبیرستان مرگ ق(1)

شنبه 2 مرداد 1395 06:00 ب.ظ

Writer : میس طلایی
سلام دوستان اینم قسمت اول

این قسمت بن غرق شده

ادامه مطلب هر چند خیلی ازم خوشتون نمیاد ولی 

اگه خوندی و نظر ندادی خدا لهت کنه

این داستان با کریپی پاستا مخلوط شده

جالبه

مثل اینکه تابتونه دیگه از صدای جیلینگ جلینگ زنگ ساعت امتحان و استرس خبری
نبود انگار شادی بهمون رو کرده بود خیلی خوف بود احساس شادی میکردم 
نزدیکای ده صبح بود که از خواب بیدار شدم هنوز چشمام رو باز نکرده بودم گوشیم و 
برداشتم و چک کردم وایییی جون امروز با ریوما و بچه ها قرار داریم چه عااالی 
خیلی خوشحال شدم ولی انگار یه پیام اومد شماره هم نداشت با خودم گفتم حتما 
همون پیام تبلیقاتیااست و نخوندم و گوشیم و گزاشتم و رفتم تا کارامو کنم و خیلی
ریلکس از مامان و بابا خداحافسی کردم و رفتم در خونه شینی 
شینی:اوه....س...سلام
-سلام.....چرا انقدر نگرانی چی شده؟؟
شینی:امروز که گوشیم و چک کردم یه چیز عجیب و ترسناک خوند.......
-خیلی خوب باو ترسیدم 
شینی:گوش کن 
-بدو بیاباید بریم دیر شد
و بدون هیچ توجهی جفتمون راه افتادیم
ریوما:سلام بچه
ما:سلام
ریوما:بقیه نمیان
-جانننننن
شینی:چرا؟؟
ریوما:چه میدونم چرت و پرت میگفتن
-خیلی بد شد
ریوما:مشکلی نیست دخترا چطوره بریم خونه ما
-باشه
شینی:نعع من نمیام خودتون دوتایی برین من میرم پیش عشقم ایجی
-برو بابا
و هردومون رفتیم خونه ریوما اینا 
-چطوره کامپیوتر رو روشن کنیم و بریم تو اینترنت
ریوما:خوب برا چی؟
-می خوام ببینم قضیه این پیام ها چیه؟؟
ریوما:فکر خوبیه
وقتی کامپیوتر رو روشن کرد یه دفعه یه چیز سبز رنگ اومد رو کامپیوتر
-اون دیگه چی بود
ریوما:من که ندیدم
-حتما خیالاتی شدم
بعد یه پیام اومد رو صفحه(آینده خوبی رو برات پیش بینی نمیکنم)
-جان
ریوما:حتما یه آدم مریض این کار رو کرده
-لعنتی حتما ما یه دشمن داریم
ریوما:آره....ولی کی؟
بعد دوباره یه پیامی اومد رو صفحه(بن غرق شده:ben drowned:)
و یه عکسی از خود بن رو صفحه اومد
Image result for ben drowned anime

پیام هیی که بن برامون ارسال کرد:
1.به دنیای کریپی پاستا خوش اومدید
2.ما منتظرتونیم
3.بیاین به ما ملحق شین
4.مردن و دوست دارین
ریوما:کریپی پاستا دیگه چیه؟؟؟؟؟
-من میدونم مجموعه ای از شخصیت های قاتل که بن هم عضوی از اون هاست
ریوما:بن دیگه کیه
من تا اومدم توضیح بدم یه دفعه چراغ اتاق خاموش شد و زنگ خونه صدا در اومد 
هیچکس هم جز ما اونجا نبود
ریوما:برم ببینم کیه
-منم میام
یه جعبه بود رو سرش یه نامه بود ولی ما اول جعبه رو باز کردیم و وقتی باز کردیم من غش کردم و ........

ادامه درمورد لفینگ جک هستش برا ادامه داستان باید نظر بدی

اینم عکس لفینگ جک









Comments : نظرات
Edit:

شنبه 2 مرداد 1395 06:28 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30